حباب عشق یا...
يادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي
تكرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگي را دوست دارم
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني
كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از
سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم يادم باشد زنده ام

.
به من محبت کن

که ابر رحمت اگر در کوير می باريد
به جای خار بيابان بنفشه می روييد
و بوی پونه وحشی به دشت بر می خاست
چرا هراس ؟ چرا اشک ؟
بيا که من بی تو
درخت خشک کويرم که برگ و بارم نيست
اميـد بـارش بـاران نـو بهـــارم نيست
چـه خوش صيـد دلـــم کردی بنـازم چشـم مستت را
*******************************************
که کس مرغان وحشی را ازاين خوش تر نمی گيرد
*******************************************
یادمــه اولیـــن روز گونـه هامو تـــــــر کردی
وقتی دیدی دیوونـــــم حرفامو بـــــاور کردی
خیالت که راحت شـد بدون تــــــــو می میرم
محبت و از اون وقـت کمتـــر و کمتـــر کردی
گفتــــه بودی با منـــــــی حتی اگه نبـــاشم
کــــلاغ خبر می آورد شب و با کی ســـر کردی
حرف (( دوست ندارم )) از چشـــــم تو می بارید
نمی دونم شعــــرامو واسه چی از بــــر کردی
از هر کجا می گذشتی گل زیــر پات می ریختم
اما به جـاش تو قلبــــــم هزار تـا خنجر کردی
عزیـــــز بودی فراوون زجرم دادی چه آســـون
وجودتو با خنجـــــر واســــــــم عزیز تر کردی
چه روزایی که شـــونم پناه اشکات می شـــد
رو زانو های خستـــــم خستگــــی تو در کردی
انگار خوشــی نمی خواست من مزشو بفهمم
یه روز که گــل می دادم نگرفته پــرپــر کردی
چیـزی نبود تا اون روز آروم بودیـم و خوشبخت
تمـوم این کــــــارا رو اون روز آخــــــر کردی
پس نذرامون چی میشه حتما به یادتم نیست
واسـه ضــریــــــح آقــــــــا نذر کبوتـر کردی
حق با تــو بود من کجا تـــو کجاو کو تقدیـــر
میـــوه خوشبختــــی رو همیشه نــوبــر کردی
من که چیــــزی نگفتم که دل تو گرفتـــــــه
این اولین بـاره کـــه رفتی باهام قهــــر کردی
همـــون کلاغــه میگفت یه گوشه ای دیدتت
انگشتــــر و تو دست یـه کس بهتــــــر کردی
من که پسش ندادم گذاشتمش تو جیبــــــم
گفتم نگــــــار من رفت تو هم ما رو پر کردی
یه چیـــزی مینویسم خـــــــــدا منو ببخشــه
اگه یه وقت بهم خورد منتظـــــــــرم برگردی
نگارش شده توسط moh3en در شنبه 1 اردیبهشت1386 و ساعت 8:11